شاید حس همین لحظه باشه که دارم مینویسم ولی هست
شاید چون عصر جمعست
ولی هرچی که هست دیگه طاقتم سر اومده
خودمم نمیدونم چمه دیگه
نمیدونم چی میخوام چی نمیخوام
فقط میدونم این وضعو نمیخوام
خسته شدم
برچسب: دیگه نمیخوامت,دیگه نمیخوامت برو,دیگه نمیخوام ببینمت,دیگه نمیخوام,دیگه نمیخوامش,دیگه نمیخوام زندگی کنم,دیگه نمیخوام باشم,دیگه نمیخوام عاشق باشم,دیگه نمیخوام زنده باشم,دیگه نمیخوام یار یار,
نویسنده: مهسا مرادی